خرید بک لینک

این جا صرفا حرفایی زده میشه که نیاز به فریاد کردن داره...نیاز داره انعکاسش بره و بره و بره تا به خدا برسه...به ته ته آسمونا....
جایی که یکی صدای دل آدمو بشنوه....

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

وقتی خواستی بیای تو شیشه تنهاییم ، هشدار دادم که تا همیشه تنها بودم ، که تنهایی رو خوب میفهمم ، که هر آدمی یه جزیره تنهاس ، بازم اصرار کردی...ای کاش چشم رو اصرار هات میبستم...نه تو تونستی منو از تنهایی بکشی بیرون نه من تونستم باهات جمع بشم...آدم عاشق کله خراب میشه...و گرنه حرف که صرفا یه ادعاست...

ادعا نکنیم!

тαɢε: ادعا, تنها, اصرار, شیشه تنهایی

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

اینکه در برابر تندباد های زندگی چقدر ضعیف هستیم ،اینکه چقدر راحت دلمون میشکنه چقدر راحت رنجور میشیم و چقدر راحت میشه متاثر بشیم ، نشون از سادگی و بی آلایشیه . که البته به خودمون مربوطه! و انقدر که خیلی ها تلاش میکنن بین ضربه هاشون به آدم نفس هم نکشن ، فقط یه نتیجه داره ، بی حس شدن !...دیگه بعد یه مد

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

مامان شدن انتخاب واقعا سختیه...اصلا زن بودن کلا سخته...همش مسئولیت و ایثاره...رسیدگی به امور خانه...رسیدگی به امور خانواده...رسیدگی به حالات روحی و جسمی تک تک اعضای خانواده...مامانمو خیلی دوس دارم...اصلا زندگی کرده تا حالا؟! یا فقط زن خونه بوده؟! زن بودن یه انتخابه...مونث بودن یه جنسه...مرد و مردونه

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

درسته که روزگار مثل قبل ساده نیس (طبیعت زندگیه ، هر روز یه پله بالاتر و یه درجه فشار بیشتر) ، اما میشه یکارایی کرد...

حالا بیا و هی بگو دنیا چنین و آدم ها چنان...تاثیری نداره...یه زره تن کردم از جنس "به من چه" یه کلاه هم سر خودم گذاشتم از جنس "برام مهم نیس" !

حتی مقابل خودم هم مسلح شدم! اون صداهای مزاحمی که تو سرم میپیچه و یه چیزاییو یادآوری میکنه!

من که گوشم بدهکار این حرفا نیس...قهوه تو بخور یخ کرد :)

тαɢε: مسلح, روزگار, قهوه تو بخور یخ کرد, زره

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

چه هوای غریبی بود امشب...کاش شما هم نیم ساعت 40 دقیقه میرفتین تو هوای آزاد مثل من...دست هارو باز میکردین...انگشت ها...تا باد از بینشون رد شه و یه عالمه حس خوبو تزریق کنه....با یه آهنگ آرووم زندوکیلی...که میگه "ای به دل آشنا...تا که هستم بیا ...وای من اگر نیایی...." و فکر و فکر و فکر.... یه چیزی سراس

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

صدایی درونِ تو هست
که در تمامِ طولِ روز آهسته میگه:

"حس میکنم این کار درسته،
میدونم این کار اشتباهه."

هیچ معلم، مشاور، پدر و مادر، دوست
یا آدمِ دانایی نمیتونه تصمیم بگیره که چی واست درسته!
فقط به صدایِ درونت گوش کن ...

тαɢε: صدای درون

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

یه استادی هم داریم که بیشتر اینکه سازه های فلزی و بتنی رو ازش یاد بگیرم ، سازه ی زندگی ازش یاد گرفتم! بدجوری حرفاش تاثیر داره رو من !مثلا میگن : "تو هر تصمیمی هم gain وجود داره هم miss... آدم موفق اونیه که براش miss < gain باشه. اگر فکر نکنی چکار کنی ، یکی دیگه برات پلن و برنامه میریزه... کجای ای

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

وقتی بهت گفتم در عین با بقیه بودن تنهام...وقتی بهت گفتم کسی حرفامو نمیشنوه...وقتی بهت گفتم پیشم باش ، کنارم باش ، حواست بهم باشه...خدا جون وقتی از ته قلبم ازت خواستم حرفامو بشنوی و دوسم داشته باشی ، تو مامانمو بهم نشون دادی ! مادر !....چقدر بد که تا الان ، اینطور که الان میبینمش نمیدیدم! ممنون که به

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

من بهار زاده امصبحی از نیمه های خرداد همان وقت که مادرم را دردی از شب پیش چنگ میزد همان وقت که عزا بود و محرم! تاسوعا! درد شکفتن با گریه ی زیستن شد "من"..... من تنها آمدم تنها میروم در این بین هم جزیره تنهای خودم هستم اما... معجزه ای که یقین میدانم هست...تولدم...مبارک тαɢε: تولد, تولدم مبارک

برچسب: نویسنده: مریم رحمانی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 5:21

صفحه بندی